اگر بهار نیاید تو خود بهار منی
بهارتوبه شکن می رسد چه چاره کنم
بهار در نمی زند بهار خبر نمی دهد بهار به من و تو
نگاه نمی کند خودش می آید
بهار به اراده من و تو و تمایل من و تو کاری ندارد خودش را هر
طور شده از کوچه پس کوچه های شهر عبور میدهد و به هر خانه میرساند...
پس به استقبالش می رویم مقدمش را گرامی میداریم تحویلش میگیریم که
زمستان و سیاهی و تاریکی را پشت سر بگداریم و از قطار طبیعت پیاده کنیم
ما تعهد
دادیم بهر قیمت بهار ایران را بسازیم و زمستان را به گور بسپاریم
ما با بهار پیمانی دیرینه داریم

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر