برگی از شناسنامهٔ شناخت ملت‌ها


 برگی از شناسنامهٔ شناخت ملت‌ها

ارزش‌های حیات تاریخیِ یک ملت را با چه معیارها و شاخصهایی می‌سنجند؟ تاریخ نیاکان و حافظهٔ معاصر ما بر روی چه عناصری انگشت تأکید می‌نهند؟ دریچهٔ شناخت ملتها و اقوام پراکنده بر این عرصهٔ خاکی و آبی با کدام ارزش‌ها و عناصر گشوده می‌شود؟

جهان ما سرشار از آفریده‌های بشری چون پیشرفت‌های علمی، صنعتی، نظامی، فضایی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. قدمت این پیشرفتها ــ که در توالی دوره‌های تاریخی، شتاب بیشتری گرفته‌اند ــ چندان فاصلهٔ زمانی با حافظهٔ معاصر ما ندارد. در میان همهٔ این دست‌آوردها، سرمایهٔ بلاجایگزین ملتها و اقوام که نسل به نسل تداوم یافته و معرف شناسنامهٔ آن‌هاست، کدام‌یک است؟

رابطه متقابل حماسه‌ها و فرهنگ‌ها

اگر به تعریف هر کدام از پیشرفتهایی که اشاره شد بپردازیم، به این یقین می‌رسیم که «پیشرفت فرهنگی» جامع‌ترین و فراگیرترین عنصر اجتماعی و انسانی است که باقی عناصر در آن نهفته و حضور دارند. حیات پشت سر ما و حافظهٔ تاریخی و جمعی‌مان هم گواهی می‌دهند که دست‌آوردهای علمی، صنعتی، نظامی، سیاسی و... در نهایت منجر به یک فرهنگ می‌شوند. فرهنگی که بیش از همهٔ دست‌آوردهای بشری با ذات، ضمیر، اندیشه و جوهر انسانی ما عجین است. فرهنگ، تنظیم‌کنندهٔ کیفیت ارتباط و تعالی مناسبات ملتها و اقوام گوناگون می‌باشد.

پس ما انسان‌ها از دریچهٔ دست‌آوردها و کیفیت «فرهنگ یک ملت» می‌توانیم به شناخت آن جامعه و تاریخش ورود کنیم. از این رو حماسه‌های بشری در رنگارنگی و تنوعشان به‌مثابه پله‌ها و مسیرهایی هستند که ما را به دریچهٔ «فرهنگ» ملتها و جوامع پراکنده بر این عرصهٔ خاکی و آبی رهنمون می‌شوند. گذشته از حماسه‌های متعدد در تاریخ همهٔ کشورهای جهان، کافیست تنوع حماسه در شاهنامهٔ فردوسی یادآوری شود. ارادت مردم و نسل به نسل فرزندان ایران به شاهنامهٔ فردوسی در التفات و قدرشناسی از حماسه‌هایی است که نمادهای افتخار تاریخی و ملی و فرهنگی ایران‌زمین هستند. حماسه‌هایی که عجین با ذات و جوهر و ضمیر آزادیخواهی، بزرگ‌منشی، جوانمردی، عدالت‌جویی، برابرطلبی و خردپروری بوده‌اند.

۵ مهر؛ عجیب، خارق‌العاده

با چنین پیشینه و تصوری از جایگاه ارزش‌های فرهنگی و حماسی در دنیا و در ایران، به سال‌های نزدیک و معاصر خودمان پای می‌گذاریم. سال‌هایی که حافظهٔ ۴۰ سالهٔ ایرانیان را دربر می‌گیرد.

یکی از این حماسه‌های معاصر نسل ما رویداد عجیب، خارق‌العاده، سرفصلی و مهم روز ۵مهر۱۳۶۰ است؛ روزی بسان یک طیف از رنگین کمان دههٔ ۶۰. دهه‌یی که هنوز بسیاری از رازها، سکوت‌ها، صداها، دیده‌ها، شنیده‌ها و خفیه‌هایش تصویر و توصیف و هویدا نشده‌اند. بی‌شک تا سرنگونی نظام ولایت فقیه و آزاد شدن دریچهٔ مشاهدات و خاطره‌ها، این بخش مهم از دههٔ ۶۰ آشکار نخواهد شد. باشد که روز و روزگاری فرا رسد تا حافظهٔ جمعی ایران‌زمین به سخن آید.

«در نیست / راه نیست / هیچ‌کس با هیچ‌کس سخن نمی‌گوید»

آن روزها طولانی‌ترین و ساده‌ترین خط ارتباطی به اندازه یک بی‌سیم بود؛ آن هم بین دو حریف در حال جنگ. مهم‌ترین خبرها تا بیرون آمدن روزنامه‌های عصر و اخبار شب رادیو و تلویزیون، در پردهٔ سکوت می‌ماندند. آن روزها نه خبری از تظاهرات هزاران نفره و میلیونی بود، نه حضوری از مبارزات مدنی و نه فضایی حتی برای نوشتن یک نامه یا بیانیه اعتراضی. نه می‌شد نشریه و کتابی‌خارج از دایرهٔ حکومت انتشار داد و نه فراخوانی حتی برای حمایت و پشتیبانی از یک حرکت اعتراضی یا اطلاع‌رسانی همگانی. نه کامپیوتری، نه موبایلی و نه انواع سرورهای عظیم ارتباطی. تاریکیِ مطلقِ سلطهٔ خون‌آشامیِ دیو جماران بود، سایهٔ هراس در آسمان جامعه بود و پرسش «چه باید کرد» در بین روشنفکران و جویندگان راه گریز از آن ظلام بی‌همتا در تاریخ معاصر ایران. خمینی نعره‌های جنگ خارجی، وفور زندانی، بازار پررونق اعدام و خیل سرکوبگران خیابانی را بر جامعه مستولی کرده بود.

۵ مهر؛ پاسخ به دو هدف با دو ویژ‌گیِ مشترک حماسه‌ها

باید سرِ رشته‌یی گشوده و راه نفسی برای تابوشکنی از خمینی باز می‌شد. باید خمینی از ماه پایین کشیده می‌شد تا دیوار قطور بت‌سازی زیر لوای دجالیتی بی‌نظیر فرو می‌ریخت.

در فضای سنگین اختناق و اعدام‌های روزانه، برآورد حضور عنصر اجتماعی جز با آزمایش یک حماسه غیرممکن می‌نمود. همان‌طور که هم‌اکنون در جامعهٔ ایران بدون قیام و تظاهرات سراسری نمی‌توان نظرسنجی و برآورد واقعی از نظر و آرای مردم داشت. چنین وضعیتی با ضریب سرکوب و اختناق چندصد برابر، در دههٔ ۶۰ وجود داشت. هیچ راهی جز خلق یک حماسه برای پاسخ به دو هدف وجود نداشت:

ــ شکستن طلسم بت خمینی با هدف اجتماعی کردن شعار «مرگ بر خمینی».

ــ برآورد و آزمایش حضور عنصر اجتماعی.

مجاهدین پیشاپیش یقین داشتند که باید این دو هدف را با خلق یک حماسه آزمایش کنند. حماسه‌یی که همواره در طول تاریخ بشری در بین ملتها جوهری واحد و مشترک داشته است. جوهر حماسه‌ها چیست؟

۱ ـ تسلیم نشدن به بختک هیولای مسلط.

۲ ـ شکستن هیبت هیولا در منظر طلسم‌شدگان از قدرت‌نمایی آن.

همهٔ حماسه‌های بشری دارای این دو وجه مشترک بوده و هستند. حماسه‌ها کوتاه‌مدت‌اند و گاه بیش از چند ساعت نیستند. چرا که بسان صاعقه‌یی بر ناممکن بودنها فرود می‌آیند، نواخت عادت‌شدهٔ محیط و جامعه را می‌شکنند و نظم سکون و خودبخودی‌گرایی را برهم می‌زنند.

گشودن بغض ایران

مجاهدین خلق در روز ۵مهر۱۳۶۰ ناگهان چون برق آتشین در تهران و چندین شهر ایران ظهور پیدا کردند و شعارهای «مرگ بر خمینی ــ زنده باد آزادی»، «خمینی حیا کن ــ سلطنت‌و رها کن»، «ای جلاد ننگت باد» را طنین دادند. طنینی که به هر گوشی می‌رسید، بغض فروخوردهٔ مردم ایران را برمی‌انگیخت؛ مردمی که از پس روزان و شبانی لبالب از اخبار شکنجه و اعدام، اکنون ندا و صدای‌شان به بارگاه دیو جماران می‌رسید.

قیام و شورش ۵مهر ۶۰ از ساعت ۱۰صبح تا حدود ۴ ـ ۵ بعد از ظهر در یک نبرد مسلحانه پرکشاکش بین مجاهدین و پاسداران ظلام قرون‌وسطایی ادامه یافت. مجاهدین در آن نبرد نابرابر که تمام ویژ‌گی‌های یک حماسه را دارا بود، با نثار صد‌ها جان شیفتهٔ آزادی، طنین «مرگ بر خمینی» را در حافظهٔ اجتماعی و به‌طور خاص آنان که از تمامیت نظام آخوندی عبور کرده بودند، به ثبت رساندند.

سقوط بت از ماه به چاه و فتواهای حریصانهٔ فراعنه

خمینی که بعد از ۳۰خرداد۶۰ هزاران مجاهد را زندانی و صدها نفرشان را اعدام کرده بود، هرگز در مخیله‌اش نمی‌گنجید که مجاهدین با چنین حضور جمعی و سازمان‌یافته به میدان هماوردی با لشگر پاسدارن جانی‌اش بیایند و با طنین شعارهایشان، بت ولی‌فقیه را از ماه به چاه بکشانند.

خمینی در روز ۵مهر تمام قوانین و حقوق اسیر و مجروح را زیرپا گذاشت و خیل فراعنهٔ قسم خورده به بتش، با فتواها و با نظریه‌های ضد حقوقی و ضدبشریِ فقه ولایی، حریصانه به میدان ابراز نظر برای چگونه مثله کردن، زجرکش کردن و کشتار تظاهرکنندگان حتی بر تخت بیمارستانها آمدند. در شب ۵مهر گیلانی و لاجوردی که داس‌های خمینی برای درو کردن نسل آزادیخواهان ایران بودند، صدها زن و مرد مجاهد را بدون محاکمه و رعایت حداقل حقوق اسیری، تیرباران کردند.

ایران بعد از شکستن بت

بعد از ۵مهر۶۰، شعار «مرگ بر خمینی ـ زنده باد آزادی» بر دیوار شهرها، در پارک‌ها، بر روی پل‌های بزرگ داخل شهرها، در مدارس و دبیرستانها و دانشگاهها، در فروشگاههای بزرگ زنجیره‌یی، در اتوبوس‌های بین شهری و در مسیر کوهنوردان نوشته و تکثیر و حتی در میدانهای تیرباران فریاد می‌شد. در تداوم پایداری آن نسل و سرایت مقاومت و روشنگری‌اش به نسل‌های بعدی، خمینی برای همیشه زیستنگاهی جز مرداب‌ها و طنین لعن و نفرین اکثریت مردم ایران نداشت و ندارد

مسیر شناخت و قدرشناسی آزادی

حق تاریخی ۵مهر را باید در تداوم راه آن جانهای شیفتهٔ آزادی و استمرار پایداری و مقاومت نسلی به‌جای آورد که پیام خون و نبرد و مبارزه‌شان را ارثیه‌های عصیان و شورش برای نسل‌های بعد از خودشان به‌جای گذاشتند. بر مبنای چنان حماسه‌ها و پایداریهایی در ۵مهر و زندانها و قتل‌عام‌شدگان ۶۷ بود که نسل‌های بعدی به ضرورت قیام‌ها از ۸۸ تا ۹۸ رسیدند. اکنون «آن عاشقان شرزه که با شب نزیستند» و جانهای شیفتهٔ آزادی از دههٔ ۶۰ تا ۹۰ با همبستگی خون و راه و آرمان مشترک‌شان، جبهه سراسری ایران‌زمین را در مقابل جبهه ارتجاع قرون‌وسطایی ولایت فقیهی رقم زده‌اند.

نسل کنونیِ مشتاق آزادی و عبور کرده از تمامیت نظام آخوندی، میراث‌دار حماسه‌هایی چون ۵مهر، تابستان ۶۷ و قیامهای ۸۸ و ۹۶ و ۹۸ است.

این‌ها معیارها و شاخصهای سنجش ارزش‌های حیات تاریخیِ یک ملت هستند. حافظهٔ معاصر ما بر روی چنین عناصری انگشت تأکید می‌نهد. دریچهٔ شناخت ما را بر تاریخ و فرهنگ میهن‌مان ــ هم‌چون همهٔ ملتها و اقوام پراکنده بر این عرصهٔ خاکی و آبی ــ چنین ارزش‌ها و عناصری گشوده‌اند. این ارزش‌ها و عناصر را چنین حماسه‌هایی بدل به فرهنگ ملی در مناسباتی شایستهٔ شناخت و قدرشناسی آزادی برای درک مفهوم کرامت انسانی است.

لینک مقاله برگرفته از سایت مجاهد :

https://article.mojahedin.org/i/%D9%85

در سوگ قهرمان / Requiem for the Champion پیام هنرمند در سوگ نوید قهرمان ملی ایران

 پیام هنرمند در سوگ نوید قهرمان ملی ایران 



 پیام هنرمند در سوگ نوید قهرمان ملی ایران
........................................................ 
پای صحبت هنرمند متعهد پرویز صیاد
درود به نوید قهرمان ملی ایران 
و درود بر هنرمند متعهد و مردمی پرویز صیاد که با افشای ماهیت ضحاک،صدای نوید و صدای زندانیان سیاسی و ملت به ستوه آمده ایران است 
صدای مظلومیت ملتی که برای اعتراض دستگیر می شود و در برابر اقرار اجباری زیر فشار شکنجه  و جعل اتهام حکم اعدام میگیرد و مخفیانه زیر شکنجه  به شهادت میرسد و در فضای شدید امنیتی جنایتش را به خاک می سپارد
غافل که نوید زنده جاوید است زمین جرات در برگرفتن قهرمانان را به خود نمی دهد
الحق بدرستی گفتید و ایکاش دیگر هنرمندان با تاسی از شما به خود آیند و در کنار ملت ایران قرار گیرند و به ننگ فروش اندیشه هنر و هنرمند تن ندهند
باز هم منتظر دریافت پیام شما هنرمند همدرد مردم هستیم  


اعدام چرا؟



آزادگان در قفسند، مادران گهواره بیداری تکان میدهند، وجدان جهانی با هشدارها اعلام 

حضور میکند، مقاومت مردمی با فرزندان وطن قیمتش را میدهد . و خلیفه تعبیر خواب 

بقایش را ؟! تا سپیده راهی نیست 
.

بیاد چارلی نابغه ای که تکرار نشد در زاد روزش




بیاد نابغه ای که تکرار نشد بیاد چارلی که هزگز کهنه نشد
بیاد او که حرکتش کلام بود و به زیباترین شکل بیان میشد بیاد هنرمند بزرگ تاریخ چارلی چاپلین 
........................
In the memory of a genius that was not repeated to Charlie who never got old, he was the word and was expressed in the most beautiful way. Remember the great artist of the history of Charlie Chaplin

.........................

در زادروز نابغه هنر
به همه کسانیکه صدایم را می شنوندمیگویم:ناامید نباشید تنفر در انسان ازبین خواهد رفت،دیکتاتورها خواهندمرد. قدرتی که آنها از مردم گرفته اند، به مردم بازخواهدگشت.مادامی که انسانیت نمرده آزادی از بین نخواهد رفت
بیائید باهم متحد شویم: چارلی چاپلین


ایران فردا ۹۸ چرا اعدام؟




به اعدام که میرسم مثل خودکشی ها تعادلم بهم میریزه اصلا نه حالا نه دیروز و نه هرگز هیچوقت به مخیله ام نمیره برام مثل توهین به قوانین هستی هست که این موجودات کثیف به خودشون اجازه میدن حیات رو بگیرن خوب به کجا میرسن مگه آسیب های اجتماعی علت نداره؟ مگه عامل اصلی جامعه دولت حکومت و حاکمیت موجود نیست؟ 

کلامی با شما کاربران شبکه های اجتماعی قبل و بعد کرونا



چند جمله با شما کاربران عزیز شبکه اجتماعی
در شرایط بسیارحساس تعین کننده و بغرنج کنونی که وقت طلاست  افرادی با سوء استفاده از محیط های شبکه مجازی وارد شده  دانسته و ندانسته بحث را فردی کرده جواب یکدیگر را میدهند و به انحراف میکشانند و از روند اصلی خارج  میکنند.
 از قول من بگویید تا سرنگونی دندان روی جگر بگذارند مساله ایران تجزیه نیست  ترک و فارس عرب و عجم نیست  زبان آذری و  فارسی و عربی نیست اینها همه فریب آخوندهاست که این مرحله را بپرند دور بزنند و مردم رو مشغول کنند یکروز آثار باستانی را خراب میکند یکروز میخواهد جسد ستارخان را جا بجا کند قشرق راه بیندازد یکروز فریاد جنگ جهانی سوم را چو می اندازند یکروز شایعه مرگ خامنه ای را هوار میکند...

"گل پامچال" اجرای قدیمی با صدای زنده یاد روحبخش

Maziar (Man Sham) اثری از محمد شمس با صدای مازیار


برگرفته شده از صفحات رسمی استاد محمد شمس
مازیار در ذهن مردمش فراموش نخواهد شد ، سینه مردمی که هنر مردمی را در ترنم روزانه شان زمزمه و با گوش جان میشنوند ، مزار هنرمندان متعهدی است که زنان و مردان وطن آن نغمه را خلق ، تا خلقی را هشدار و بیدار کنن ، مازیار یکی از آن فراموش نشدنی هاست که در موسیقی ملی ایران ماندگار است.
این اثر به وسیله نوازندگان سازهای زهی ارکستر مجلسی رادیو و تلویزیون آن زمان و همچنین اجرا اساتید و نوازندگان موسیقی ملی ایران از جمله استاد هوشنگ_ظریف نوازنده تار ، استاد حسن_ناهید نوازنده نی ، استاد رحمت_الله_بدیعی نوازنده کمانچه ، استاد #محمد_اسماعیلی نوازنده تنبک ، استاد اسماعیل_تهرانی نوازنده سنتور ، استادآرمیک نوازنده گیتار_اسپانیش ، استاد هایک نوازنده گیتار_باس ، نوریک نوازنده جاز در استودیو پاپ تهران با صدابرداری ناصر_فرهودی ظبط شد و نوازندگی پیانو و رهبری را خودم بر عهده داشتم.
من و شمع
شاعر : فرهنگ_قاسمی
آهنگساز و تنظیم کننده :استاد محمد_شمس
خواننده : مازیار
برای دریافت این آهنگ به کانال تلگرام استاد محمد شمس مراجعه فرمائید.
Telegram/ MohammadShams1