حاوی مطالب سیاسی اجتماعی، اقتصادی برای فرهنگیان، دانشجویان، نیروهای مقاومت و همچنین برای علاقمندان شعر، ادب ، هنر و ورزش
آزادی زندانیان سیاسی اصلی ترین خواسته مردم در سی دی ۵۷ بود - ارتباط مستق...
سی دی یک روز بزرگ در تاریخچه آزادی
سفری با مَرکَب عشق
بیاد آن سفرکرده که صدها قافله دل همره او است،
به یاد آنکه هر روزمان و هر لحظه مان با او است،
بیاد آنکه لبخند رضایتش، قوت قلب میبخشد و نگاهش میآموزد و کلامش زنده میکند.
بیاد آنکه با شنیدن از او سرشار میشویم و خود را بازمییابیم.
بیاد او که با شنیدن کلامش، کمبودهایمان محو میشود.
هموکه شنیدنش نامُکَرَّرْاست. و نیاز به شنیدن از او، پایان ناپذیر است.
به یاد او که خدا، اسلام، تقوا و انسانیت را، از او آموختیم و همواره میآموزیم.
بیاد آنکه تبلور مجسم عشق است.
بیاد آنکه نمیتوان از او جدا شد، نمیتوان بی او زیست
بیاد او که...
چه غم دیوار امت را که دارد چون تو پشتیبان چه غم از موج بحر آنرا که باشد، نوح کشتیبان
*
سیام دیماه است.
روزی است که درهای رحمت حقّ جَلَّ وَعَلا بر روی همه ما باز شد.
گویند، سیام دی، او آزاد شد. اما، واقعیت این است که 30دی روز آزادی ما است.
ما همه ما آزاد شدیم.
بگوئید، روز30 دی، روز آزادی خلق و میهن است.
مگر میشود بی او، آزاد بود و آزادی داشت؟
او خود، چه خوش گفته بود: ”خورشید در اسارت هم خورشید است“.
خورشیدی که از پس ابرهای ارتجاع و استعمار هم، همچنان میدرخشد و حیات میبخشد.
آخر او، جان جانان است. او راهبر دل و جان است، او ”مسعود “است.
*
راستی، بچهها، اگر او نبود، ما چگونه از چنگال دیوجماران خلاص میشدیم؟
دیوی که همه را برده بود، ما را هم میبرد و میخورد.
یادمان نرفته که بدتر از دیو جماران را هم داشتیم!
آری، همان که دشمن درونی بود.
اپورتونیسم اش گویند.
وه که چه وحشتناک! آخر او دشمن درونی بود. ضربهاش از ساواک شاه هم بدتر بود.
راستی این یکی دشمن، با همه وحشیگریهایش ، چگونه ضربه فنی شد؟
راستی ماها اصلاً فهمیدیم چگونه این افعی شرزه مهار شد و چگونه به آنجا که باید برود، رفت؟
با چه مهارتی! با چه قدرتی! این اژدهای خطرناک، بدون اینکه بتواند ما را نابود کند، از صحنه حذف شد.
بعدها کَمْ کَمَکْ ، فهمیدیم که چه بلای عظیمی بود.
اما، باز هم شکر خدا، که جان بدر بردیم و فهمیدیم که:
رسیده بود بلائی، ولی به خیر گذشت.
بیاد آن سفرکرده که صدها قافله دل همره او است،
به یاد آنکه هر روزمان و هر لحظه مان با او است،
بیاد آنکه لبخند رضایتش، قوت قلب میبخشد و نگاهش میآموزد و کلامش زنده میکند.
بیاد آنکه با شنیدن از او سرشار میشویم و خود را بازمییابیم.
بیاد او که با شنیدن کلامش، کمبودهایمان محو میشود.
هموکه شنیدنش نامُکَرَّرْاست. و نیاز به شنیدن از او، پایان ناپذیر است.
به یاد او که خدا، اسلام، تقوا و انسانیت را، از او آموختیم و همواره میآموزیم.
بیاد آنکه تبلور مجسم عشق است.
بیاد آنکه نمیتوان از او جدا شد، نمیتوان بی او زیست
بیاد او که...
چه غم دیوار امت را که دارد چون تو پشتیبان چه غم از موج بحر آنرا که باشد، نوح کشتیبان
*
سیام دیماه است.
روزی است که درهای رحمت حقّ جَلَّ وَعَلا بر روی همه ما باز شد.
گویند، سیام دی، او آزاد شد. اما، واقعیت این است که 30دی روز آزادی ما است.
ما همه ما آزاد شدیم.
بگوئید، روز30 دی، روز آزادی خلق و میهن است.
مگر میشود بی او، آزاد بود و آزادی داشت؟
او خود، چه خوش گفته بود: ”خورشید در اسارت هم خورشید است“.
خورشیدی که از پس ابرهای ارتجاع و استعمار هم، همچنان میدرخشد و حیات میبخشد.
آخر او، جان جانان است. او راهبر دل و جان است، او ”مسعود “است.
*
راستی، بچهها، اگر او نبود، ما چگونه از چنگال دیوجماران خلاص میشدیم؟
دیوی که همه را برده بود، ما را هم میبرد و میخورد.
یادمان نرفته که بدتر از دیو جماران را هم داشتیم!
آری، همان که دشمن درونی بود.
اپورتونیسم اش گویند.
وه که چه وحشتناک! آخر او دشمن درونی بود. ضربهاش از ساواک شاه هم بدتر بود.
راستی این یکی دشمن، با همه وحشیگریهایش ، چگونه ضربه فنی شد؟
راستی ماها اصلاً فهمیدیم چگونه این افعی شرزه مهار شد و چگونه به آنجا که باید برود، رفت؟
با چه مهارتی! با چه قدرتی! این اژدهای خطرناک، بدون اینکه بتواند ما را نابود کند، از صحنه حذف شد.
بعدها کَمْ کَمَکْ ، فهمیدیم که چه بلای عظیمی بود.
اما، باز هم شکر خدا، که جان بدر بردیم و فهمیدیم که:
رسیده بود بلائی، ولی به خیر گذشت.
*
خوب، اما، چگونه و با چه قیمتی؟ قیمت کلان بود، ولی چه کسی پرداخت؟
آری، آری، تمامی قیمت را یکجا و یک تنه، هم ”او“ پرداخت، و کامل هم پرداخت.
کم نگذاشت و خسته هم نشد. سبحان الله.
قیمت را او پرداخت ولی آنکه دریافت کرد، که بود؟
کسی جز ما نبود؟ الحمدلله علی ما هدانا.
این، هدیهای بود از ”او“. نه تنها برای سازمان، بل، برای تمامی خلق قهرمان و تاریخ مان و البته قبل از همه شهدایمان، از محمد آقا تا همه و همه شهدا.
وه! چه سعادتمند، این خلق قهرمان، که چنین پشت و پناهی دارد.
سیام دیماه 1395
سالروز آزادی برادرمسعود از زندان و طلوع آزادی خلق قهرمان ایران
عباس مدرسی.
خوب، اما، چگونه و با چه قیمتی؟ قیمت کلان بود، ولی چه کسی پرداخت؟
آری، آری، تمامی قیمت را یکجا و یک تنه، هم ”او“ پرداخت، و کامل هم پرداخت.
کم نگذاشت و خسته هم نشد. سبحان الله.
قیمت را او پرداخت ولی آنکه دریافت کرد، که بود؟
کسی جز ما نبود؟ الحمدلله علی ما هدانا.
این، هدیهای بود از ”او“. نه تنها برای سازمان، بل، برای تمامی خلق قهرمان و تاریخ مان و البته قبل از همه شهدایمان، از محمد آقا تا همه و همه شهدا.
وه! چه سعادتمند، این خلق قهرمان، که چنین پشت و پناهی دارد.
سیام دیماه 1395
سالروز آزادی برادرمسعود از زندان و طلوع آزادی خلق قهرمان ایران
عباس مدرسی.
چکامهای ازم، آزاده:
نامت آیه ”فتح ”
در مبارکترین عید میهنم؛
نیاز سرودنت؛
در خلوت پرغوغای قلبم زبانه میکشد و بیتابم میکند…
بارانی از کلمات را در دستهایم میفشرم،
اما واژهها شرمگینانه در خمیدگی تواضع زمزمه میکنند که:
«تو خود تعریف خویشتنی»!
ناخدای «رنج انسان» در فدای همه چیز
و در رضامندی صبور مافوق طاقت؛
نامت آیه «فتح» است در میهنم؛
که در تیرگی ظلمات دههها شقاوت بیمانند؛
ترا در پنهانترین زوایای قلب خویش ماوا داده
و در هوای حضور حیات بخش تو؛
«الیس الصبح به قریب» را یقین کرده است…
ای امید بیشکست که جز رنج خلق ات را سهم خویش نمیدانی؛
در نوازش نجیب نگاهت؛
سرفرازی از تو سرشار میشود
و ایستادگی با تو در بالاترین شاخسار «رنج پرشکوه انسان» ؛
مفهوم خویش را باز مییابد…
و نسلی که از تو در خشکسال شرافت روییده است؛
پرچم حیات انسانی را، تا تحقق پیروزی بر شقاوت و تیرگی برافراشته نگاه خواهد داشت…
نامت رستگاری هویت انسانی است؛ در عصر بیهویتی انسان؛.
در مبارکترین عید میهنم؛
نیاز سرودنت؛
در خلوت پرغوغای قلبم زبانه میکشد و بیتابم میکند…
بارانی از کلمات را در دستهایم میفشرم،
اما واژهها شرمگینانه در خمیدگی تواضع زمزمه میکنند که:
«تو خود تعریف خویشتنی»!
ناخدای «رنج انسان» در فدای همه چیز
و در رضامندی صبور مافوق طاقت؛
نامت آیه «فتح» است در میهنم؛
که در تیرگی ظلمات دههها شقاوت بیمانند؛
ترا در پنهانترین زوایای قلب خویش ماوا داده
و در هوای حضور حیات بخش تو؛
«الیس الصبح به قریب» را یقین کرده است…
ای امید بیشکست که جز رنج خلق ات را سهم خویش نمیدانی؛
در نوازش نجیب نگاهت؛
سرفرازی از تو سرشار میشود
و ایستادگی با تو در بالاترین شاخسار «رنج پرشکوه انسان» ؛
مفهوم خویش را باز مییابد…
و نسلی که از تو در خشکسال شرافت روییده است؛
پرچم حیات انسانی را، تا تحقق پیروزی بر شقاوت و تیرگی برافراشته نگاه خواهد داشت…
نامت رستگاری هویت انسانی است؛ در عصر بیهویتی انسان؛.
مسعود رجوی - پیام شماره ۱۹- زوزههای خلیفه ارتجاع علیه مجاهدین -۱۸دی۹۸ برگرفته از سایت مجاهد
ارتـشآزادیبخـشمـلیایــران
(شماره ۱۹)
زوزههای خلیفهٔ ارتجاع علیه مجاهدین بهخاطر قیام
و خالی کردن دقدل بر روی آلبانی در سوز و سوگ سردژخیم سلیمانی
افشای جنایت در آسمان به نقل از سایت مجاهد سقوط هواپیمای اوکراینی با شلیک پدافند خامنه ای ۲ دیماه ۹۸
رژیم آخوندی از لحظه سقوط هواپیمای اوکراینی تلاش کرد با لاپوشانی و پخش خبرهای جعلی مرگ جانگداز ۱۷۹ مسافر در هواپیمای
اوکراینی را به عوامل موهوم و ناشناخته نسبت دهد. اما هر چه بیشتر توضیح دادند بیشتر دم خروس شلیک از عبای خامنهای بیرون زد
خامنهای پرده را کنار زد / درهلاکت منفورترین تبهکارقرن اخیرقاسم سلیمانی
ادی راما نخست وزیر آلبانی
خامنه ای در بحرانی ترین و حادترین دوران حاکمیت رژیم آخوندی قرار دارد اگر ذره ای به فکرمردم بود با اظهار ندامت و عذرخواهی از نه تنها ملت ایران جامعه جهانی کنار میکشید و مردم را از شرخودش خلاص اما چون از ماهیت آخوند جماعت در نمی آید همچنان به جنایاتش ادامه میدهد و روزی نیست که فاجعه ای در ایران رخ ندهد و مردم بخاطر بی کفایتی و سیاست مرگ آفرینی او قیمت کلان ندهند در مقابل آمریکا هم زورش نمیرسد باز تاوان از ملت میگیرد هرراهی میرود به بن بست میرسد و چاره را در دخالت به سیاست کشور و آلبانی بخاط حضور خیرکننده مجاهدین می بیند ...غافل که این یکی با شاخص کس نخارد و استقلال کامل خط پیش میبرد و از هدفش که سرنگونی تمامیت رژیم فاسد آخوندی کوتاه بیا نیست که نیست.....
اشتراک در:
نظرات (Atom)
-
برگرفته شده از صفحات رسمی استاد محمد شمس مازیار در ذهن مردمش فراموش نخواهد شد ، سینه مردمی که هنر مردمی را در ترنم روزانه شان زمزمه و ...
-
https://www.youtube.com/watch?v=iqxXG_p_gHc
-
به بهانه بهار از عید و بهار، سالهای سختش بیشتردرخاطرمون هست تا سالهایی که عطر و بوی بهارداشت...بطور معمول اینطوریست آدمها سالهای بد ر...
